برای دریافت فیش حقوقی آموزش و پرورش سمت چپ وبلاگ قسمت موضوعاتwww.fish.medu.ir
نگارش در تاريخ ۱۳٩۸/۱٢/٦ توسط محسن بداغی مجد

 

 

 

«این مطلب ثابت است، لطفاً برای بازدید به ادامه ی مطالب مراجعه فرمایید»

فیش حقوقی آموزش و پرورش شهرستان بهار و کلیه  شهرستان ها

برای ورود به سایت بر روی لینک بالا کلیک کنید

 

 

راهنمای ایجاد کاربری در سامانه جدید دریافت فیش حقوقی

همکاران ومدیران محترم مدارس با عنایت به تغییر در سامانه دریافت فیش حقوقی ازدی ماه سال جاری و لزوم ایجاد کاربری در سامانه جدید،

ضمن مراجعه با سامانه دریافت فیش حقوقی به آدرس FISH.MEDU.IR نسبت به ایجادکدکاربری با توجه به موارد زیر اقدام فرمایید:

1- در صورتی که قبلاً در سامانه همگام دارای کدکاربری و رمز عبور بوده اید
 با همان نام و رمز کاربری می توانید فیش حقوقی خودرا
دریافت نمایید.
2-در صورتی که در سامانه همگام فاقد نام و رمز کاربری هستید 
طبق فایل راهنمای زیر اقدام به تعریف نام و رمز کاربری فرمایید.



 

تذکر 1: از کدپرسنلی خود به عنوان رمز عبور استفاده نمایید.
تذکر 2:با توجه به پیچیدگی رمزعبور امکان reset نمودن رمزعبوروجود ندارد
 لذا رمزعبور خود را در جای امنی یادداشت نمایید.
در صورت داشتن هرگونه ابهام با کارشناسی فناوری اطلاعات منطقه خود 
تماس حاصل فرمایید.


نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/۸/٢۱ توسط محسن بداغی مجد
پایان آدمیزاد 
نه از دست دادن معشوق است
نه رفتن یار
و نه تنهایی 
هیچ کدام پایان آدمی نیست 
تنها بی خدایی
آدمی را تمام می کند
نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/٦/٢۸ توسط محسن بداغی مجد
قاصدی گفت: هوای حرم امروز شده بارانی.....

من، چنینش گفتم:
دل مان بی تاب است،
چشم مان بارانی است،
و هوا در پس این تاب و تب چشم و دلم،
رعد و برقی زند و می گرید
ناله ها سر دهد از داغ فراق
من و خلوتگه آن کنج رواق

صحن ِ جامع، رضوی
چه بگویم من از آن باب رضا

همه درهای بهشت
سر بسایند برِ باب جواد
صحن قدس،جمهوری
مسجد گوهر شاد
انقلابی شده در کوثر و ایوان طلا

هان رسانید مرا بر دم سقاخانه
جرعه ای آب از آن کوثر اسمال طلا
من بمیرم به بر پنجره فولاد رضا



ناگهان همهمه ای برپا شد
گره از کار دل غمزدگان چون، وا شد

گره ها یک به یک از پنجره فولاد به زیر افتادند
گوئیا باب کرم ها وا شد

اندکی خیره شدم
دیدم آری که هنوز
گره ام وا نشده
کربلا بود همه آرزویم
قسمت اما نشده....


اینچنین بود به قاصد گفتم:
دل مان بی تاب است

چشم مان بارانی است.........

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/۳/٢۳ توسط محسن بداغی مجد
باب الجواد
بارش باران
اذان صبح

نقاره خانه
صحن گهرشاد
سایه بان

آری منم شکسته پر و بال آمدم
سلطان کبریای کرم الغوث و الامان...
نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/۳/۱٢ توسط محسن بداغی مجد

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس
*خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس* 

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
*جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس* 

آنجا که خادمینش از روی زائرینش
*گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس* 

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او
*رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس* 

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود
*باقی عمر اما افسوس بود و کابوس* 

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا
*زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس* ...


نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/۳/۱٠ توسط محسن بداغی مجد

عمار: سری به چادر علی بزن
مالک: می ترسم حرفی بزنم و او را مکدر کنم
عمار: مالک، علی بیش از همه ما تو را دوست دارد
مالک: ای کاش قادر بودم، علی را به روزگاری ببرم که مردمش قدر همچون او را می دانستند
عمار: می رود مالک، می رود، تا دنیا دنیاست، چشم بنی آدم دنبال علی می گردد

نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/٢/۳٠ توسط محسن بداغی مجد
خدایا... 
ببخش که یک عمر عاشقانه هایم را 
خرج این و آن کردم! و به تو فقط یک مشت خمیازه و 
کسلی و بی حوصلگی تحویل دادم!
نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/٢/۳٠ توسط محسن بداغی مجد
"دلتـنگـــــم"

هــــــمـــین...

و ایــــــن نیــــــاز به....

هــــیچ زبـــان....

شاعــــرانه ای نــــدارد …

رَبَنــــــــــــا...

آتِنـــــا...

فِی الدُنیــــــــــــا کــــــــــربلا...
نگارش در تاريخ ۱۳٩٤/٢/٢٧ توسط محسن بداغی مجد

نگارش در تاريخ ۱۳٩۳/۸/۱٢ توسط محسن بداغی مجد

نگارش در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٩ توسط محسن بداغی مجد
سید حمیدرضا برقعی شاعر جوان کشورمان به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت امام علی(ع) قصیده بسیار زیبایی سروده است.


سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است

زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است

سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است

علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است
علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است

از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است
از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است

از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است
از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است
صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی حجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است
ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است

علی خلیفه شود شیوه حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است
ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است

اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است
علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است

کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است
برادرم به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است

اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است
اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

دوباره پشت در خانه علی غوغاست
دوباره کوچه ای از بوی دود آکنده است

نگارش در تاريخ ۱۳٩٢/۳/٢٠ توسط محسن بداغی مجد

على بن هلال از قول پدرش مى گوید:
هنگامى که پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) در بستر بیمارى - که به رحلت ایشان منجر شد - قرار داشت، براى عیادت به خدمت شان شرفیاب شدم.
حضرت فاطمه (علیها السلام) بر بالین حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم) نشسته و مى گریست، تا این که صداى گریه حضرت زهرا (علیها السلام) شدت گرفت. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) سرشان را به طرف زهرا (علیها السلام) بالا برده و فرمود: عزیز دلم! فاطمه جان! چرا گریه مى کنى؟!
حضرت زهرا (علیها السلام) عرض کرد: از ضایعه اى که بعد از شما است مى ترسم.
حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: عزیزم! آیا نمى دانى که خداوند کاملا بر احوال زمین آگاه است و در یک نظر پدرت را به رسالت مبعوث نمود، و بر اساس همان آگاهى، در نظر بعد، شوهرت را برگزید، و به من وحى کرد که تو را به نکاح او در آورم.
فاطمه جان! خداوند به ما اهل بیت هفت خصلت عطا نمود که به کسى قبل از ما عطا نشده، و پس از ما نیز به کسى عطا نخواهد شد:
اول آن که من، خاتم پیامبران و برترین ایشان و محبوب ترین مخلوق در نزد خدا هستم و پدر تواءم.
دوم آن که جانشین من، بهترین جانشینان و محبوترین ایشان نزد خدا است و او شوهر توست.
سوم آن که شهید ما، بهترین شهدا و محبوب ترین آنها نزد خدا است، و او حمزه، عموى پدر و عموى شوهر توست.
چهارم از ماست آن که دوبال دارد و هرگاه بخواهد با آن در بهشت با ملائکه پرواز مى کند، و او پسر عموى پدر و برادر شوهر تو است.
پنجم و ششم؛ دو نوه پیامبر این امت فرزندان تو هستند، حسن و حسین، که آقاى جوانان بهشتند، و قسم به خدا! پدرشان از هر دوى آنها نیکوتر است.
هفتم؛ فاطمه جان! قسم به کسى که مرا به پیامبرى بر انگیخت، مهدى این امت فرزند آن دو (حسن و حسین (علیه السلام) است. هنگامى که دنیا را هرج و مرج فراگیر آشوبها پدیدار گردیدند، راههاى بسته شده و گروهى، گروهى دیگر را غارت مى کند، بزرگان به کودکان رحم نمى نمایند، و کوچکترها حرمت بزرگان را رعایت نمى کنند، در این هنگام خداوند از نسل آن دو کسى را بر مى انگیزد که قلعه هاى گمراهى و دل هاى قفل زده را مى گشاید. و اساس دین را در آخر زمان (دوره رسالت) آن را استوار نمودم، و زمین را پس از آن که از ظلم و جور انباشته شده باشد پر از عدل و داد مى کند.
فاطمه جان!اندوهگین مباش و گریه مکن همانا خداوند - عزوجل - از من نسبت به تو مهربان توست در قلب من؛ خداوند تو را این خاطر جایگاه تو نزد من و مهر توست در قلب من؛ خداوند تو را به مردى تزویج نمود که از جهت خاندان بزرگ ترین مردم، و از جهت بزرگوارى و مقام برترین ایشان، و مهربان ترین آن ها نسبت به مردم، و عادل ترین آنها در مساوات، و بیناترین آنها در رویدادها و مسائل است. و من از خدا خواسته ام که تو اولین کسى باشى که از اهل بیتم به من ملحق خواهى شد.(1)
(آنگاه آثار سرور و شادى در چهره حضرت زهرا (علیها السلام) نمایان شد.)



1- کشف الغمه، ج 3، ص 267 و 268؛ بحارالانوار، ج 51 ص 79.

نگارش در تاريخ ۱۳٩٢/۳/٦ توسط محسن بداغی مجد

 

 

خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!

از سخنان ملاصدرای شیرازی

نگارش در تاريخ ۱۳٩٢/۱/٥ توسط محسن بداغی مجد
« هوالاوّل »

مادر خانه اگر بیمار شود، بر همه خانواده تاثیر می گذارد، همه گویی بیمار شده اند...
خدا نکند خانه ای بی مادر شود، رونق کاشانه می رود، گویی در خانهء ارواح زندگی می کنی، فلج می شود دیگر آن خانواده...
این روزها روزهای فراق مادر امت است... مادر حسنین، ام ابیها سلام الله علیها... مادری که برای دین خدا چه ستمها که نکشید، چه ظلم ها که ندید، چه کتک ها که نخورد، چه بی حرمتی ها که بر او روا نداشتند،‌ همو که پیامبر درباره اش فرموده بود:

«فاطمة بضعة منی فمن اغضبها فقد اغضبنی»
( فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است. )

وا محمدا، ببین چه ها که بر سر پاره تنت نیاوردند. زاغ سیاه و خرمن گل،‌ وامصیبتا. بیگانه جانشین نبی وا محمدا، پور ابوقحافه به منبر گرفته جا، عترت غریب مانده و قرآن به زیر پا...

و این ایام کسی از همه دغدارتر است... به جای اشک خون گریه می کند بر سر مزار مادری که زائر ندارد... قبرش بی نشان است... و هنوز غریب است... قبر بی نشانش مانده است که راه را گم نکنیم، نشانه ای است بر حقانیتش. تا مبادا فراموش کنیم در این کوچه پس کوچه های دروغ و تزویر و ریا، مادر ما را میان کوچه ها، چگونه دست پدرمان را بستند و بر صورت مادرمان سیلی زدند...

آه... آری... و تنها زائرش مهدی است، کسی که خواهد آمد تا انتقام سیلی اش را بگیرد... نه تنها سیلی او را... بلکه تمام سیلی هایی که زدند شیطاطین و هنوز دارند می نوازند این کشیده ها را بر صورت شیعیانی که تنها امیدشان به منتقمشان است و تحمل میکنند دلخوش اند که صورتشان تازه شده است همچون صورت مادر... و به آن افتخار میکنند...

منامه و پاراچنار و... سرخ است از خون شیعیان... آقا بس است دوری و هجران... به خدا دیگر طاقت نداریم... می گویند ما بی صاحبیم ... مگر شما صاحب و مولا و امام ما نیستید؟ کجایی منتقم زهرا؟
آن روزهای سختی که مادر رخ پنهان می کرد از امیرالمومنین، آیا به تو دلخوش نبود که روزی پاسخ این نامردها را خواهی داد؟ آیا با تو زمزمه نمیکرد العجل العجل؟ آیا درد و دل هایش را با شما نمی گفت؟ در کوچه غربت قحطی یک مرد بود... شاید دویست سال دیر آمدی اما هزار و اندی سال است که دیر کرده ای...

انتقام سیلی زهرا بگیرم

روز ظهور روز انتقام است، کی شود بیایی و انتقام سیلی زهرا بگیریم؟


- اللهم عجل لولیک الفرج...

 

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/۱۱/٢٤ توسط محسن بداغی مجد

شهید سید محمدعلی جهان آرا

در زمان دفاع از شهر خرمشهر خطاب به معدود رزمندگان غریب گفت:

بچه ها اگر شهر هم سقوط کرد و دست دشمن افتاد نگران نباشید آن را دوباره فتح می کنیم. مواظب باشید که ایمانتان سقوط نکند.

 

دلمان با یادشان شاد...

 

جهت تعجیل در فرج: 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ توسط محسن بداغی مجد

با دیدن تصاویر شهدا،به یک عکس خیره شد و ناگهان فریاد زد که این «هادی» من است. من با دستان خودم این کلاه را برایش بافتم.

 
سالهاست عکسی از یک شهید را در صفحات مختلف اینترنتی، وبلاگ‌ها، سایت‌ها و حتی بر دیوارهای شهرها می‌بینیم. عکس شهیدی که با لباس بارانی آبی خود و کلاهی که به گفته مادرش او برای فرزندش بافته است، از مظلومیت شهدایمان در دل صحراهای جنوب سخن می‌گوید.
« این بسیجی، با سربند خود لوله اسلحه اش را بسته که گرد و خاک وارد لوله اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنه درگیری نرسیده و با اسلحه اش هنوز تیر شلیک نکرده است.»
به گزارش ایسنا، هادی ثنایی‌مقدم یازدهم تیرماه 1351 در شهرستان لنگرود بدنیا آمد. این نوجوان بسیجی روز 23 دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی «شلمچه» به شهادت رسید اما پیکرش هیچگاه بازنگشت. همرزمان او از نحوه شهادتش بر اثر اصابت مستقیم تیر می‌گویند یادآور می‌شوند که هادی به همراه تعداد زیادی از شهدا به کنار جاده انتقال داده شد. پارچه سفید به همراه چوبی در کنار او قرار داده شد تا آمبولانس‌ها راحت او را پیدا کنند و به عقب برگردانند. آنها از آن محل دور شدند، آمبولانس‌ها تعدادی از شهدا را به سمت پشت خط آورد ولی خبری از پیکر هادی نبود.
 
تا به امروز کسی نفهمیده است بر سر پیکر شهید هادی ثنایی‌مقدم چه آمده است؟. عده‌ای می‌گویند احتمال دارد گلوله خمپاره‌ای به کنار پیکرش خورده و او را در زیر خاک پنهان کرده و همین امر باعث شده است که آمبولانس‌ها او را پیدا نکنند.
 
سال‌ها از این ماجرا گذشت و از هادی تنها یک مزار خالی در شهرمان باقی ماند. در یکی از روزها مادر شهید به زیارت مزار فرزندش به گلزار شهدا می‌رود و پس از دعا و فاتحه از جای خود بلند می‌شود. ظاهرا در گلزار شهدا، نمایشگاه عکسی از شهدای کشورمان برپا بوده است. مادر شهید ثنایی‌مقدم به تصاویر شهدا نگاه می‌کند و به یک عکس خیره می‌شود و ناگهان فریاد می‌زند این هادی منه.... این هادی منه... .
 
خانواده‌های شهدای حاضر در گلزار شهدا دور او جمع می‌شوند. کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مادر شهید به سمت مسئول نمایشگاه می‌رود و می‌گوید این عکس را از کجا آورده‌اید؟، چه کسی این عکس را گرفته است؟ آنها نمی‌دانستند صاحب این عکس و عکاس آن کیست. اما مادر شهید می‌گوید: این هادی منه... من با دستان خودم این کلاه را برای او بافتم. این هادی منه... .
نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/۱۱/۱٩ توسط محسن بداغی مجد

به یاد شهدایی که عاجزانه از خداوند درخواست می نمودند که

پیکرهاشان در کوهها و بیابانها غریبانه و مظلومانه بر زمین بماند

تا مقتدای راستین صدیقه اطهر سلام الله علیها باشند.

پیکرهای مطهری که بدنهای قطعه قطعه شان همچون سرور شهیدان،

حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام در بیابانها باقی ماند

تا سندی شود بر مظلومیت یاران خمینی.




تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند.

آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته‌اند و در آن پناه گرفته‌اند.

کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت.

اصحاب کهف خود را از تعلقات رهانده اند و اینچنین،

ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها کرده است.

- مردان حق اهل شهرت نیستند.


شهید سید مرتضی آوینی

 

 

سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها، حضرت مهـدی مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبریک و تهنیت باد.

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۱۸ توسط محسن بداغی مجد
 
بصیرت یعنی....

بصیرتیعنی اینکه انسان بفهمد شمری که سر حسین بن علی (ع)را برید همان

جانباز جنگ صفین بودکه

تا مرز شهادت در کنار امیرالمومنین (ع)شمشیر زده و جنگیده است.                                                          

«أین عمار؟»

برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک روبرو را کلیک نمایید:
برای استفاده این صوت در سایت یا وبلاگ خود می توانید از این کد استفاده کنید:


نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۱٦ توسط محسن بداغی مجد

 

خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز!


خوب می دانی که تنها کسانی مردانه می میرند


که مردانه زیسته باشند.

شهید سید مرتضی آوینی

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٦/۱۳ توسط محسن بداغی مجد
سرباز وطن
یاد باد ان عاشقان خاک ایران یاد باد حرمت خون شهیدان یاد باد
 

 

 

 

دانلود

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٥/۳۱ توسط محسن بداغی مجد

اگر اندکی درنگ کنــــی، خواهی
دید که امروز عاشـــــــــورا و ارض
زیر پایت کربلاست، و حسیــن(ع)
هنوز هم منتظـــــــــر لبیک توست
تا دستت گیرد و کربلاییت کنــد...

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٤/۱٢ توسط محسن بداغی مجد
 


امشب زمین و آسمان گردیده پر شور و شعف
امشب تمام عرشیان بهر زیارت بسته صف
امشب که عیدی میدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف
زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف

*میلاد نور مبارک*


بارالها تیره شب سیاه غیبت به درازا کشید و منتظران، چشم انتظار و منتظَر، خود منتظرتر از همه، همیشه و همه جا با اشک و سوز و آه، دست به دعا برداشته از تو فرج می‏طلبند که گشاده کار فرو بسته تنها به دست توست
و این بار نیز سوختگانی دیگر ترانه فراق حجّت ناپیدای تو را زمزمه می‏کنند باشد که بر دل سوخته‏شان رحمی آوری و خورشید رحمت واسعه خود امام حجه بن الحسن العسکری علیه السلام را همین لحظه ظاهر سازی

   تا کی بگوئیم ای خدا، مهدی بیا... مهدی بیا...؟    


 


 



گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی ....



ya mahdi

نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/٢/٧ توسط محسن بداغی مجد
 

 

نام کتاب:

 


جاذبه و دافعه علی علیه‏ السلام


مؤ لف:
استاد شهید مرتضی مطهری


جهت دانلود بر روی یکی از دو لینک زیر کلیک بفرمایید.


توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.

- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.
- در ادامه مطلب می توانید از فهرست کتاب دیدن فرمایید.  

 



جهت تعجیل در فرج:


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

فهرست مطالب
پیشگفتار     7
مقدمه ( 17 - 34 )    
قانون جذب و دفع :     17
جاذبه و دافعه در جهان انسان     19
اختلافات انسانها در جذب و دفع :     21
افرادی که نه جاذبه دارند و نه دافعه     21
مردمی که جاذبه دارند اما دافعه ندارند     22
اشتباه فلسفه هندی و مسیحی     23
معنای حقیقی محبت     25
اسلام دین جذب و دفع     26
مردمی که دافعه دارند اما جاذبه ندارند     27
مردمی که هم جاذبه دارند و هم دافعه     28
علی شخصیت دو نیروئی     31
بخش اول : نیروی جاذبه علی علیه السلام ( 35 - 104 )    
جاذبه های نیرومند     37
تشیع مکتب عشق و محبت     42
اکسیر محبت     46
حصار شکنی ( عشق )     52
( عشق ) ، سازنده یا خراب کننده     55
محبت و ارادت به اولیاء     62
دوستی خدا و مؤمنان در قرآن     63
آیاتی در وصف مؤمنان     63
آیاتی در مهر حضرت حق به مؤمنان     64
آیاتی در دوستی دو جانبه انسان و خدا     64
نیروی محبت در اجتماع     68
بهترین وسیله تهذیب نفس     72
نظر سقراطی مشربان در تهذیب نفس     75
نظر فیلسوفان     76
نظر اهل عرفان و سیر و سلوک     77
نمونه هائی از تاریخ اسلام     82
حب علی در قرآن و سنت     94
رمز جاذبه علی     100
بخش دوم : نیروی دافعه علی علیه السلام ( 107 - 178 )    
ناکثین و قاسطین و مارقین     111
پیدایش خوارج     114
اصول عقاید خوارج     124
عقیده خوارج در باب خلافت     126
عقیده خوارج درباره خلفا     127
انقراض خوارج     128
شعار یا روح ؟     130
مذاهبی که شعارشان مرده و روحشان زنده است     130
مذاهبی که روحشان مرده و شعارشان زنده است     131
روح تشیع در صدر اسلام     132
" حقیقت " پرستان و " شخص " پرستان     133
تشیع ، راهی در تشخیص حقیقت و تعقیب آن     137
روح مذهب خارجی در روزگار ما     138
دموکراسی علی     139
قیام و طغیان خوارج     142
ممیزات خوارج     145
1 - روحیه‏های مبارزه گر     145
2 - عبادت پیشگان متنسک     146
فوق العادگی پیکار علی با خوارج     148
عدم جرأت غیر علی بر این کار     150
3 - کج فهمی خوارج     151
ناآشنائی غیر مهاجر و انصار با روح فرهنگ اسلامی     153
توصیف علی از روحیه خوارج     153
آلت قرار گرفتن مقدسان احمق و سخن علی در این باره     155
4 - تنگ نظری خوارج     157
خوارج امروز     158
محکومیت کوته بینی از نظر علی     160
ضربه‏های روحی خوارج     162
تفقه در دین و رمز جاودانگی اسلام     162
جهات گوناگون داستان تحکیم     163
تفاوت حکومت قرآن و حکومت افراد     164
سازگاری داستان تحکیم با اصول تشیع     165
تأثیر فوق اسلامی در یکدیگر     165
جلوه‏گاه اندیشه خارجی در مکتبها     166
سیاست " قرآن بر نیزه کردن "     169
لزوم پیکار با نفاق     174
علی امام و پیشوای راستین     177

 
 
نگارش در تاريخ ۱۳٩۱/۱/٢۳ توسط محسن بداغی مجد
 

فاطمه(س)با ما چه می گوید؟

هرسال از او یاد می کنیم:

کبودی صورتش ٬بازوی شکسته اش ٬ پهلوی خونینش...

طفل شهیدش ٬ اشک دیدگانش ٬ یتیمی کودکانش.....

اما تنها اینها برای چه بود؟

برای اینکه دختر پیامبر (ص)نمی توانست ببیند

حجت خدا تنها مانده وخانه نشین شده است.

بنابراین خطبه ها خواند٬ناله ها زد٬خانه به خانه

در کوبید٬تابلکه انها به سوی امام زمانشان

بر گردند.وفریاددبر اوردکه:

<مثل امام همچون کعبه است که مردم باید به سراغ او بروند

نه او به دنبال مردم>

وامروز ٬فاطمه (س)حجت خدا(عج)را چگونه می نگرد؟

می بیند که:<طرد شده٬رانده شده٬یکه و تنهاست.>

می بیند که:<دستش رابسته ایم وخانه نشین اش کرده ایم.>

می بیند که:<سبب غیبت امام زمان (عج)خود ما هستیم.>

می بیند که می گوید:<اگر شیعیان ما به عهد خویش با ما وفا می کردند٬ظهور به تاخیر نمی افتاد.>

می بیند که می گوید:<اگر شیعیان به اندازه اب خوردنی ما را می خواستند٬دعا می کردند وفرج می رسید.>

امروز٬ مهمترین خواسته فاطمه(س)از ما چیست؟

بیندیشیم.....

ایام فاطمیه (۱۷/۱/۹۱الی ۶/۲/۹۱)بر مسلمانان جهان تسلیت باد.

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ توسط محسن بداغی مجد
 

 

البشاشة حبالة المودة.
خوشرویی دام دوستی است.
An open and pleasant countenance gets more friends.
 
  Grant pardon [your adversary]
اذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدرة علیه.
آنگاه که بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را سپاس دست یافتن بر او ساز.
When you get an opportunity and power over your adversary forgive him in thankfulness to God for being able to overpower him.


 have a high ambition
قدر الرجل علی قدر همته.
ارزش آدمی به میزان همت اوست.
The worth of a man is according to his courage and ambition.
 
 
Have foresight
الظفر بالحزم و الحزم بأجالة الرأی و الرأی بتحصین الأسرار.
پیروزی به دوراندیشی است و دوراندیشی به راز داری.
Success is the result of foresight; foresight depends upon deep thinking; and careful planning by guarding the secrets.

 

Do more good in answer to the goodness
اذا حییت بتحیة فحی بأحسن منها.
چون بر تو درود فرستند، به بهتر از آن پاسخ ده.
If you are met with a greeting, give better greetings in return.
 
 
Be of a high moral
لا قرین کحسن الخلق.
هیچ همنشینی مانند اخلاق نیکو نیست.
No companion is like the goodness of moral character.
 
 
Make the most of your opportunities
اضاعة الفرصة غصة.
از دست دادن فرصت ، موجب اندوه است .
To miss an opportunity brings about grief.
 
 

 Follow frugality
ما عال من اقتصد.
آن که میانه روی کرد، تنگدست نشد.
He who practices moderation and frugality does not become destitute.
 
 
Do not backbite the others!
الغیبة جهد العاجز.
پشت سر دیگران بد گویی کردن، سلاح فرد ناتوان است.
Backbiting is the tool of the helpless.
 
 
Recognize people through their words
تکلموا تعرفوا فأن المرء مخبوء تحت لسانه.
سخن بگویید تا شناخته شوید، براستی آدمی در زیر زبان خود نهفته است.
Speak so that you may be known, since man is hidden under his tongue (sayings).
 
 
Realize your worth
هلک امروء لم یعرف قدره.
آن که ارزش خود را نداند هلاک گردد.
He who does not know his worth is condemned to be ruined.
 
 
Make friends with others
التودد نصف العقل.
دوست داشتن نیمی از عقل است.
To win the friendship of people is half of wisdom.
 
 
Respond badness with goodness
عاتب أخاک بالأحسان الیه واردد شره بالأنعام علیه.
برادرت را با نیکویی به او سرزنش کن و بدی او را با هدیه دادن به اوپاسخ ده.
Admonish your brother (comrade) by good behavior towards him, and ward off his evil by forgiving him. 
 
 
Consult others in your doings
من شاور الرجال شارکها فی عقولها.
آن که با مردم مشورت کرد، خود را در خرد آنان شریک ساخت.
One who consults other people shares in their understanding (reason). 
 
 
Do not reveal your secret to the other
من کتم سره کانت الخیرة بیده.
آن که راز خویش را پنهان گذارد، اختیار کار را در دست خود قرار داد.
One who guards his secrets has complete control over his affairs.
 
 
Keep liberality
آلة الریاسة سعة الصدر.
فراخ سینگی ابزار سروری و بزرگی است.
The means to secure high authority is breadth of chest (liberality, generosity).
 
 
Keep away from the seditions
لا مرحبا بوجوه لا تری الا عند کل سوأة.
خوش مباد چهره هایی که جز در هنگام بدی و زشتی دیده نمی شوند.
Woe to the faces that who are not seen but on foul occasions.
 
 
Be patient!
اول عوض الحلیم من حلمه ان الناس انصاره علی الجاهل.
نخستین پاداش صبور از صبرش آن است که مردم در برابر نادان یار او گردند.
The first reward the exerciser of forbearance gets is that people become his helpers against the ignorant.
 
 
Do not dispute
الخلاف یهدم الرأی.
جدل، تدبیر را از بین می برد.
Disputation removes good management.
 
 
Recognize people when occasions change.
فی تقلب الاحوال علم جواهر الرجال.
در دگرگونی اوضاع زمانه، می توان افراد را شناخت.
Through change of circumstances the mettle of men is known.

 
Have modesty!
من کساه الحیاء ثوبه لم یرالناس عیبه.
آن که لباس حیا پوشد، کسی عیب او را نبیند.
Whomever modesty cloths with dress, people would not see his defects.
 


Keep silent!
بکثرة الصمت تکون الهیبه.
با خاموشی بسیار وقار پدیدار گردد.
Excess of silence will bring respect and dignity.
 
 
 
Do not commit treachery!
من ظن بک خیرا فصدق ظنه.
آن که به تو گمان نیک برد، (با درستکاری )گمان وی را راست دار.
If a person has a good idea about you, make his idea true [with honesty].
 
 
Keep away from envy!
صحة الجسد من قلة الحسد.
حسد چون کم بود، تن سالم بود.
Health of the body comes from paucity of envy.
 
 
Keep moderate in friendship and enemity
احبب حبیبک هونا ما عسی ان یکون بغیضک یوماً ما و ابغض بغیضک هونا ما عسی ان یکون حبیبک یوما ما.
دوستت را چندان دوست مدار، شاید روزی دشمنت گردد و نسبت به دشمنت چندان کینه ورزی مکن که شاید روزی دوستت گردد.
Have love for your friend to a limit, for it is possible that he may turn into your enemy some day; and hate your enemy up to a limit, for it is possible that he may turn into your friend some day.


 
 
Do not keep company with the stupid!
لا تصحب المائق، فانه یزین لک فعله و یود ان تکون مثله.
همنشین بی خرد مباش که او کار خود را برای تو آراید و دوست دارد که تو نیز چون او باشی.
Do not associate with a fool because he will beautify his actions before you and likes that you too be like him.


Ask for knowing
سل تفقها و لا تسأل تعنتا.
برای دانستن بپرس نه برای آزار دادن.
Ask me for understanding but do not ask me for getting confusion.

 


Abstain from guilt even in private
اتقوا معاصی الله فی الخلوات فأن الشاهد هو الحاکم.
از نافرمانی خداوند حتی در نهان، بپرهیز! زیرا آن که بیننده است، داوری کننده نیز است. Beware of disobeying Allah in solitude because the witness (of that situation) is also the judge.
 
 
Do not commit an error so that not to have to excuse
الاستغناء عن العذر اعز من الصدق به.
بی نیاز از عذر بودن ارزشمندتر است تا از روی راستی عذر آوردن.
Not to be in need of putting forth an excuse is better than putting forth a true excuse.
 
 
Thank God for His blessings by obeying Him
اقل ما یلزمکم الله ان لا تستعینوا بنعمه علی معاصیه.
کمترین حقی که از خداوند بر گردن شماست آن است که از نعمتهایش در راه انجام گناه یاری نگیرید.
The least right of Allah on you is that you should not make use of His favors in committing His sins.
 
 
Do regard as small no sin
اشد الذنوب ما استهان به صاحبه.
سخت ترین گناهان آن بود که گناهکار آن را خوار شمرد.
The most serious sin is that which the doer considers light.

 
Do not say whatever you know
لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل کل ما تعلم.
آن چه را که نمی دانی مگو بلکه هرچه را هم که می دانی نگو.
Do not say what you do not know; rather do not say whatever you know, too.


 
Do respect your parents and teacher
لا تجعلن ذرب لسانک علی من انطقک.
با آن کس که تو را سخن گفتن آموخت به تندی سخن مگو.
Do not try the sharpness of your tongue against Him who gave you the power to speak, or the eloquence of your speaking against him who set you on the right path.
 
 
Do good, however small it is
افعلوا الخیر و لا تحقروا منه شیئا.
کار نیک را انجام دهید و چیزی از آن را کوچک مشمارید.
Do good and do not regard any part of it small, because its small is big and its little is much.

 
 Do not sleep a lot
ما انقض النوم لعزائم الیوم.
چه بسیار تصمیم های روز که خواب آنها را بر هم زد.
What a breaker is sleep for resolutions of the day.
 
 
Do not pride yourself!
ما لابن آدم والفخر، اوله نطفه و آخره جیفه.
پسر آدم را با فخر کردن چه کار که آغازش نطفه و پایانش لاشه است.
What has a man to do with vanity! His origin is semen and his end is a carcass while he cannot feed himself nor ward off death.
 
 
 
 
Get the advices of the time
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار.
چه بسیار است پند و چه اندک است پند گرفتن.
How many are the objects of lessons but how few the taking of lessons.


 
Avoid to be lazy
من اطاع التوانی ضیع الحقوق.
آن که اسیر سستی شد، حقوق را ضایع کرد.
One who is lazy and lethargic loses rights and dues.
 
 
Do not follow the talebearer
من اطاع الواشی ضیع الصدیق.
آن که از سخن چین پیروی کرد، دوست را از دست داد.
He who believes in the backbiter loses his friend.
 
 
Do not be covetous!
الطامع فی وثاق الذل.
طمعکار گرفتار خواری است.
A greedy man is always captivated by disgrace. 
 
التماس دعا

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ توسط محسن بداغی مجد

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ توسط محسن بداغی مجد

 

 

 

کربلا و عشق


حجت الاسلام پناهیان  

 

جهت دانلود کلیک بفرمایید.

 غیرمستقیم

(1.4Mb)

 

 

 جهت تعجیل در فرج: 

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/٧ توسط محسن بداغی مجد

نام کتاب:


امامان این امت دوازده نفرند


مؤ لف: علامه سید مرتضى عسکرى‏ رحمه الله علیه


جهت دانلود بر روی  لینک زیر کلیک بفرمایید.


توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.

- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.
- در ادامه مطلب می توانید از فهرست کتاب دیدن فرمایید. 



جهت تعجیل در فرج:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

 

« فهرست مطالب »

سر آغاز

مقدمه

نص صریح پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) بر تعداد امامان (علیه السلام)

امامان دوازده گانه در تورات‏

فشرده احادیث گذشته‏

حیرت علما در تفسیر این حدیث‏

اسامى دوازده نفر در مکتب خلفا

معرفى امامان دوازده گانه بعد از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم)

تنبیه و توضیحى مهم!
 

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/٦ توسط محسن بداغی مجد

نام کتاب:


الگوهاى رفتارى امام على علیه السّلام (۲جلد)


جلد اوّل ( امام على (ع) و اخلاق اسلامى )

جلد دوم ( امام على (ع) و مسائل سیاسى)

 

مؤلف: مرحوم محمّد دشتى

 

 

جهت دانلود بر روی لینک زیر کلیک بفرمایید.

لینک مستقیم:


دانلــــــــود جلد ۱
(150kb)
 



توجه:
- بعد از دانلود کتاب را از حالت زیپ خارج کرده و مطالعه بفرمایید.
- فرمت کتاب html می باشد.

- قابلیت کپی برداری از تمامی متون کتاب.
- ترجیحا برای مطالعه کتاب از مرورگر Internet Explorer استفاده نمایید.
- در ادامه مطلب می توانید از فهرست کتاب دیدن فرمایید.



جهت تعجیل در فرج:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

 

فهرست جلد اول:
سرآغاز
ضرورت ها
1 ـ تکامل جامعه و ارزش ها
2 ـ ضدّ ارزش ها و سقوط جوامع بشرى
3 ـ نقش عدالت در تحقّق ارزش ها
4 ـ ارتباط اخلاق با نظم اجتماعى ، سیاسى
عوامل نظم اجتماعى ، سیاسى جامعه
مقدمه
اوّل ـ اخلاق اجتماعى و رعایت حقوق
دوّم ـ اخلاق اجتماعى ، رهنمودهاى قرآن
سوم ـ اخلاق سیاسى ، اطاعت از رهبرى
چهارم ـ ارزش هاى اخلاقى
فصل اوّل : اخلاق فردى امام على (ع )
اول ـ ساده زیستى امام على (ع )
1 ـ ابزار و وسائل ساده زندگى
2 ـ ازدواج ساده
          الف ـ مراسم ساده
          ب ـ تدارکات ساده ازدواج
3 ـ غذاى ساده
          پیروى از رسول خدا علیه السّلام در غذا
          پرهیز از غذاهاى چرب و شیرین
          استفاده از غذاى ساده با وجود غذاهاى رنگین
          پرهیز از برخى غذاها
4 ـ پرهیز از سکونت در خانه هاى مجلّل
          خانه ساده در کوفه
          اعتراض به خانه گران قیمت یک فرماندار
          برخورد قاطعانه با خیانت کارگزاران
          هشدار از بى اعتبارى دنیاى حرام
          عبرت از گذشتگان
          اعتراض به خانه مجلّل یکى از دوستان
          روش استفاده از دنیا
          امام على علیه السّلام و اجاره نشینى
5 ـ استفاده از فرش هاى ساده
6 ـ فراهم کردن لوازم زندگى
7 ـ سادگى در لوازم خانه
8 ـ ساده زیستى در کمال توانائى
9 ـ زهد و سادگى
          داستان سوید بن غفله
          ماجراى پیراهن وصله دار
          روش برخورد با دنیا
          اعتراف غزالى
10 ـ پرهیز از زر اندوزى
دوم ـ ساده پو شى امام (ع )
1 ـ جایگاه لباس هاى ساده
2 - آثار ساده پوشى
3 ـ اصلاح لباس بادست خویش
4 ـ پیراهن محدود
5 ـ اعتراض به ساده پوشى امام على علیه السّلام
6 ـ استفاده از لباس بافته شده خانواده
7ـ پوشش با حوله اى ساده
8 ـ سادگى در لباس
سوم ـ خود کفائى
1ـ خودکفائى در امور زندگى
2ـ فروش وسائل زندگى
3ـ استفاده از دسترنج خویش
4ـ انجام کارهاى ضرورى
چهارم ـ عبادت و حالات معنوى امام (ع )
1 ـ مدهوش شدن در عبادت
2 ـ عبادت در کودکى
پنجم ـ شجاعت و مردانگى
1ـ شجاعت و چالاکى در کودکى
2 ـ شجاعت بى همانند امام على علیه السّلام
3 ـ زخم هاى على علیه السّلام در پیکار
4ـ شجاعت و خط شکنى
5 ـ شجاعت و جنگاورى
6ـ جلوه هاى شجاعت امام على علیه السّلام
          الف ـ پرچمدارى بى همانند
          ب ـ تنها مدافع خستگى ناپذیر
          ج ـ درهم شکننده قهرمان قریش
          د ـ کننده دَرِ خیبر
          ه‍ ـ نابود کننده سران شرک و کفر
فصل دوّم ـ اخلاق اجتماعى امام على (ع )
اول ـ عدالت اجتماعى
1 ـ عدالت در رفتار اجتماعى
2 ـ احترام به شخصیّت انسان ها
          الف ـ عذر خواستن از پیادگان
          ب ـ نکوهش از آداب جاهلى ذلّت بار
3ـ اصلاح اجتماعى (شکست نظام طبقاتى )
4 ـ عدالت نسبت به کودک سِقط شده دشمن (در حالِ جنگ )
دوم ـ رسیدگى به یتیمان
1ـ خنداندن یتیمان
2ـ رسیدگى به محرومان
3ـ پرهیز از اخلاق پادشاهان
4ـ سرکشى از خانواده هاى شهداء و رفع مشکلات آنها
          الف ـ نقل ابن شهر آشوب
ب ـ نقل عبدالواحد
5 ـ کمک به یتیمان و همسران شهداء
سوم ـ رسیدگى به جوانان
1ـ تهیّه پیراهن بهتر براى جوان
2 ـ تفریحات سالم
3 ـ تجمّل و زیبائى
چهارم ـ شرائط مهمانى
1ـ سه شرط پذیرش میهمانى
2 ـ قبول میهمانى
پنجم ـ سنّت گرائى (احیاى سنّت هاى رسول خدا (ص ))
1ـ مبارزه با بدعت ها
2 ـ بردبارى در مبارزه با تحریفات
ششم ـ خویشتن دارى در مشکلات اجتماعى
1ـ تحمّل خشونت ها براى دفاع از حق
2 ـ تحمّل ناسازگارى هاى خوارج
هفتم ـ راه مبارزه با مفاسد اجتماعى
1ـ شلاّق و ازدواج
2 ـ رواج فرهنگ ازدواج موقّت
3 ـ مبارزه با خرافات در مسئله ازدواج
4 ـ رواج فرهنگ تعدّد زوجات
هشتم ـ عفو و بخشش
1 ـ عفو برده خطاکار
2 ـ روش برخورد با نیازمند
نهم ـ احترام به مردم
1ـ کمک به یهودى در راه مانده
2 ـ دستورالعمل برخورد با مردم
3 ـ عیادت از مریض
4 ـ آداب سلام کردن
5 ـ ارزش مصافحه کردن
6 ـ احکام عطسه زدن
7 ـ نقش روز جمعه در روابط اجتماعى
8 ـ احترام به آزادى مردم
دهم ـ اخلاق در سفر
1 ـ شرائط همسفر
2 ـ حقوق همسفران
3 ـ مشکل گُم شدن
4 ـ روش استفاده از حیوانات
یازدهم ـ روابط اجتماعى
1 ـ روابط نیکو با خویشاوندان
2 ـ روش تبریک گفتن براى تولّد فرزند
3 ـ اجازه ورود گرفتن
4 ـ روش برخورد با اسیر
5 ـ حمایت از پیران از کار افتاده
6 ـ پرچمدار رحمت
دوازدهم ـ سیاست سکوت و انتظار در جامعه اسلامى
1 ـ سیاست عدم درگیرى و اقدام مسلّحانه
          الف ـ بیعت نکردن با خلیفه اوّل
          ب ـ پاسخ ندادن به تهاجم نظامى دشمن
          ج ـ پرهیز از اقدام مسلّحانه
          د ـ پاسدارى از حریم عترت
          ه‍ـ سکوت براى حفظ اساس اسلام
          و ـ سکوت براى حفظ نظام جامعه اسلامى
          ز ـ سکوت براى حفظ وحدت
2 ـ بحث و مناظره با سران کودتائى سقیفه
3 ـ مطالبه حق
          الف ـ مطالبه فدک از خلیفه اوّل
          ب ـ یارى طلبیدن از مهاجر و انصار براى گرفن فَدَک
4 ـ دخالت در مسائل مهمّ کشور اسلامى
          الف ـ پاسخ به مشکلات سیاسى کشور
          ب ـ پاسخ به مشاوره هاى سیاسى ، نظامى
          ج ـ حلّ مشکلات قضائى
فصل سوم : اخلاق همسردارى
اول ـ کمک در کار خانه
1 ـ على علیه السّلام و کمک به همسر
2 ـ تقسیم کار با همسر
دوم ـ فرهنگ پرهیز در روابط اجتماعى
1 ـ بانوان و فرهنگ پرهیز
2 ـ دستورالعمل روابط اجتماعى بانوان
3 ـ پرهیز در روابط زن و مرد
سوم ـ شوهر نمونه
على علیه السّلام همسر نمونه
چهارم ـ تبلیغ فرهنگ ازدواج
1 ـ ازدواج هاى امام على علیه السّلام
2 ـ ازدواج با یکى از اسیران
3 ـ ازدواج در بصره پس از جنگ جمل
4 ـ عدالت با همسران
5 ـ مبارزه با خرافات در ازدواج
6 ـ تاءمین هزینه زندگى
الگوهاى رفتارى امام على (ع ) در چشمه سار نهج البلاغه
متن خطبه همام
2 ـ رسالت پاکان : خطبه 140 نهج البلاغه
3 ـ روش برخورد با اشتباهات دوستان : خطبه 141 نهج البلاغه

 

++++++++++++

 

فهرست جلد دوم:
سر آغاز
ضرورت ها
بخش اوّل ا صو لگر ا ئى با د شمن
بخش دوّم تلا ش د ر هد ا یت د شمن
بخش سوم شیو ه ها ى جذ ب د شمن
بخش چهارم روش برخورد با دشمن
بخش پنجم بردبارى در امور سیاسى
بخش ششم سیاست توحید ى
بخش هفتم مردم و امور سیاسى
بخش هشتم آزادى مردم
فصل نهم افشاگرى ها
فصل دهم آگاهى سیاسى

قالب وبلاگ