برای دریافت فیش حقوقی آموزش و پرورش سمت چپ وبلاگ قسمت موضوعاتwww.fish.medu.ir
نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٥ توسط محسن بداغی مجد

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامتِ تن زیباست، اما پرنده ی عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند، و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریده اند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شوند؟! و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده اند که حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد؟! و مگر نه آنکه خانه ی تن، راه فرسودگی می پیماید تا خانه ی روح آباد شود؟! و مگر این عاشق بی قرار را بر این سفینه ی سرگردانِ آسمانی ، که کره زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده اند؟! و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم هایی فربه و تن پرور برمی آید؟! پس اگر مقصد را نه این جا، در زیر این سقف های دلتنگ و در پس این پنجره های کوچک که به کوچه هایی بن بست باز می شوند نمی توان جست، بهتر آنکه پرنده ی روح، دل در قفس نبندد! پس اگر مقصد پرواز است، قفسِ ویران بهتر! پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند، از ویرانی لانه اش نمی هراسد...

اگر قبرستان جایی است که مردگان را در آن به خاک سپرده اند، پس ما قبرستان نشینانِ عادات و روز مرگی ها را، کِی راهی به معنای زندگی هست؟! اگر مقصد پرواز است، قفسِ ویران بهتر! پرستویی که مقصد را در کوچ می یابد، از ویرانی لانه اش نمی هراسد...

آنان در غربت جنگیدند وبا مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکر هاشان زیرِ شِنیِ تانکهای شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست اما راز خون آشکار شد! راز خون را جز شهدا در نمی یابند! گردش خون در رگهای زندگی، شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب، شیرین تر است و نگو شیرین تر، بگو بسیار بسیار شیرین تر است! راز خون در آنجا ست که همه ی حیات به خون وابسته است! اگر خون یعنی همه ی حیات، و از ترک این وابستگی، دشوارتر هیچ نیست، پس بیشترین، ازآنِ کسی است که دست به دشوارترین عمل بزند! راز خون در آنجاست که محبوب، خود را به کسی می بخشد که این راز را دریابد......

کربلا مستقر عشاق است و شهید سید محمد علی جهان آرا چنین کرد، تا جز شایستگان، کسی در آن کربلا استقرارنیابد. شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد! شایستگان، جاودانانند ؛ حکمرانانِ جزایرِ سرسبزِ اقیانوسِ بی انتهای نورِ نور، که پرتویی از آن، همه ی کهکشان های آسمان دوم را روشنی بخشیده است....

ای شهید! ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدیِ وجود، بر نشسته ای! دستی بَر آر و ما قبرستان نشینانِ عاداتِ سَخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.......

پندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند........

 

(سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی)

قالب وبلاگ